تبليغاتX
نــــــماشون - دزدی

 

محض اطلاعات جوانان برومند و غيور و روشنفکر و سربراه و چشم و گوش بسته ايراني می رسانم که چند وقت پیش به خواهش دوستی رفته ایم برای کمک و تفریح به سوی کلبه نیمه کاره اش.برای سنگ کردن پله اش 2پاکت سیمان خریدیم که برایمان10000تومان آب خورد!برای به جای آوردن رسم مهمان نوازی رفته ایم مرغ بخریم به تقریب کیلویی 2900 تومان!!!جماعتی که ما را می شناسند برایشان واضح و مبرهن و مشخص و اظهر من الشمس است که ما همچین پولی را نداریم!!!رفته ایم چند مرغی از یک خانه روستایی تک زده ایم.

در حین تناول مرغ های دزدید شده،پسرعموجانمان حس پزشکیش که بیشتر به شمّه پلیسی شباهت داشت در وجودش غلیان می کند و دلایل کبودی اندام مرغان را در ذهن خویش لیست کرده بر زبان می آورد و به خاطر ترس از گرفتن مرض لاعلاج با اکراه غذایش را میل می نماید.

ما هم برای پیشگیری از اضمحلال اخلاقیات قدسی روشنفکری و شعر و شعور پزشکی پسرعموجان،کلا آرد وجدان خود بیخته و الکش را بر دیوار آویخته و اصلا به روی مبارک خویش هیچ نیاورده ایم که آن کبودی نتیجه کوبیده شدن چوب بر تن نحیف مرغان بوده است و لاغیر!!!

و اینچنیدن بود لعن کردیم بانیان به وجود آوردنده توّرم، بالاخص خاصه رئیس جمهور محترم و جملگی کسانیکه او را حمایت می کنند به نشان دادن چهره بزک شده جامعه ایران ...

 

پ.ن:

 

اولا:

خیلی پستم!!!مگه نه؟!!

 

دّیمن:

پس از یکسال!!!بالاخره نصایح خانواده و فضیحتهای بستگان بالاخص پسرعموجان و فحش های دوستان مثمر ثمر واقع شد و اینجانب که میل بسیار زیادی به ایستادگی روی پای خود و عزت نفس و اینگونه خزئبلات کلیشه ای و جوانپسندانه دارم،به افتخار اخذ دفترچه اعزام به خدمت از اداره پست گردیدم.

امید است نصایح شما عزیزان نصیب بنده حقیر گردد و این الطاف شما بر کردار اینجانب تاثیر گذار شود تا شاید در یکسال آینده نسبت به پست کردن آن دفترچه فوق الذکر اقدامات مقتضی را به عمل آوریم.

با تشکر

جیگرتان

والسلام

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 15:48 توسط نماشون |